شاخصِ انسان بودن؛ مقام زیبایی شناسی اوست

شاخصِ انسان بودن؛ مقام زیبایی شناسی اوست

سخنرانی استاد علی رجبی در آیین بازگشایی نهمین نمایشگاه اسماءالحسنی

آیین افتتاح نهمین نمایشگاه تایپوگرافی اسماءالحسنی عصر روز چهارشنبه ۱۹ تیرماه مصادف با اولین روز از ماه مبارک رمضان در موزه هنرهای دینی امام علی (ع) برگزار شد و طی مراسمی این نمایشگاه برگزیدگان خود را شناخت .
در این مراسم که با حضور قباد شیوا، عبدالمجید حسینی راد، سیدعلی میرفتاح، اعضای هیات داوری و جمع کثیری از هنرمندان شرکت کننده در نمایشگاه برگزار شد استاد دکتر علی رجبی به بیان سخنانی پرداخت.
استاد رجبی با بیان اینکه بهانه این دورهم جمع شدن اسم زیبای خداوند کریم و اسماء الحسنی اوست در خصوص چیستی اسماء الحسنی گفت: “هرآنچه هست اسمی دارد و هرچه که نیست اسمی ندارد. هستی را عرب گفت حق و در فارسی شد هست. در بین اسم ها اسمایی هست که زیباست و زیبایی اسم به زیبایی معنای اوست. اسم در فرهنگ عرفانی به معنای حقیقت و باطن یک چیز است که قابل توصیف هم نیست؛ می شناسیم اما نمی توانیم بدان گونه که باید از آن سخن بگوییم”.
وی در ادامه با طرح این پرسش که چه کسانی اسم ر می شناسند و چگونه می شناسند، شناخت اسم را با عقل جزمی ممکن ندانست و بیان داشت: “می دانیم که منطق هنری منطق عقلانی نیست؛ منطق و نطقی است قلبی. اهل دل می توانند منطق اسم را با آنچه در آن مستتر است پیدا کنند. با گردش کوتاهی در آثار این نمایشگاه جلوه هایی از این اسم بدون اینکه هنرمند خواسته باشد بحثی نظری و فلسفی کند به زیبایی به نمایش درآمده است. این نقش ها کجا دیده شده، چگونه دیده شده و کجا با این اسماء اینگونه برخورد شده است که اینچنین در این آثار خود را نشان داده است”.
وی در ادامه افزود: “در فرهنگ عرفانی به جای بحث بیرونی همه چیز را به درون انسان احاله می هند. معتقدند که از کوزه همان برون تراود که در اوست. به این معنا که انسان باید خود را مظهر حقیقتی کند که این حقیقت با جان او آمیخته شود و به دست و روان او جاری شود. این حقایق را به زور یا در کتاب نمی شود پیدا کرد در دل انسان یافت می شود؛ اما چگونه؟ ”
استاد رجبی در پاسخ به پرسش فوق اظهار داشت : ما دو نوع علم و معرفت داریم که بشر با آن دست به ساخت تمدن زده است. یک علم و معرفتی که با قلب انسان آغاز شده و در مقام دل آگاهی قرار می گیرد و نوع دوم با عقل جزمی انسان ایجاد شده است.”
وی در توضیح معرفت هایی که تمدن ساز بوده اند، گفت: دو راه در اینجا وجود دارد؛ راهی که با دل آشناست و از آنجا که دل همواره با یک حقیقت آشناست و عشق به یک نقطه دارد؛ هنر و تمدنی پدید آمد از جنس مجرد. صورت دوم که قاعده عقل هست صورت های متکثر با انواع افتراق ات را به  وجود آورد که نهایتاً هم دیدیم که به بحران رسید؛به پست مدرن که بحران تمدن و هنر غربی است همانگونه که مدرنیسم بهار هنر غربی است و پست مدرن پایان آن. اما وقتی هنر  صورتی مجرد پیدا کرد هرگز به بحران نرسید چون همواره در یک دل جای دارد و از یک منظر به حقایق نگاه می کند ،چرا که حقیقت بیش از یکی نیست و شاعران ما گفته اند: “الف گوی و دیگر هیچ مگوی” یا “در خانه اگر کس است یک حرف بس است”.
وی در ادامه سخنان خود به بیان ویژگی های هنرمند واقعی پرداخت و افزود: حافظ یا همان شاعر همیشه تاریخ به قول گوته ؛ هنرمندانی دل آگاه را صاحب خبر و صاحب نظر می داند که مقام واقعی هنرمند والا هستند. اینجا صاحب نظری، غیر از مقام فیلسوفی و درس و بحث و کلاس است. کسی است که صاحب خبر شده، خبری که قبلاً بر شنوندگان و خودِ هنرمند هم معلوم نبوده است. خبری است که از عالم غیب و دل هنرمند به صورت مستقیم به او می رسد. این خبر از کجاست و چرا اینقدر عزیز است ؟ چون این خبر از جایی است که عزیز است و از جایی است که احساس می کردند همه وجود آنها متعلق به آنجاست.
وی در ادامه یادآور شد: هنرمندانی این چنینی این خبر را پاسداری کردند . این اخبار به صورت آوای انسان یا به صورت طنین ساز  و یا نقش در رشته های تجسمی، و به همین ترتیب در بقیه هنرها درآمد و همواره محترم بود. حافظ در این زمینه می گوید:
ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی / تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
نقش خدا اگر شودت منظر نظر/ زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی
گر در سرت هوای وصال است حافظا / باید که خاک درگه اهل نظر شوی …
رجبی با بیان اینکه اهل نظر را در فرهنگ های عرفانی اهل اهکه گفته اند، ادامه داد: در آیات الهی آمده امانت باید به اهل خودش برگردد. در تفسیر ظاهری به این معنی است که هر چیز باید به صاحب خود برگردد اما در معنای باطنی بازگشت به اهل حق معنی میدهد. هنر از مهمترین ودایع و امانات الهی است که باید به اهلش سپرده شود. خیلی ها این پوسترها را می بینند اما درکی از آن ندارند و از کنار آن می گذرند اما عده ای کنار آن می ایستند و تامل می کنند اینها کسانی اند که اهلیت دارند.
وی با طرح این موضوع که چه کنیم تا اهلیت پیدا کنیم، خاطرنشان کرد: “اینجا بحث از هنر به خود انسان بازمی گردد. همه تعلیمات و فرهنگ های قومی بر مبنای ساخت انسان به وجود آمده است. همه به دنبال ساخت انسان بوده اند و انسان هم از انسان سخن می گوید و اینکه هنر ظرف و قالبی زیباست و در انسانی که ذاتش زیباست می تواند تجلی کند”.
وی در ادامه ضمن اشاره به سیر انسان از وضع موجود به وضع مطلوب، گفت: انسان در وجود خود دو وجه دارد؛ یکی غربی و دیگری شرقی. شرط اختیارداری و اینکه تنها موجودی هستیم که به ساحت های وجودی خود آگاهیم مختص به انسان است. همه موجودات دو ساحتی هستند اما به آنها آگاهی ندارند. فقط انسان است که می تواند در این وجوه سیر کند و در این سیر و سلوک است که مقام شامخ انسان بروز می کند و تمدن ساز می شود. تمدن را سایر موجودات نمی توانند پدید آورند چون نمی توانند از وضع موجود به وضع مطلوب سیر کنند و آن را ببینند. یکی از راه های بسیار خطرناک و پرمخاطره هنر است. هنر صورتش زیباست اما باطنش بسیار آشفته و دردناک؛ اگر کسی اهل هنر شد می بینید که هنر با دردمندی هم ریشه و هم ذات است.
dr-Rajabi2
رجبی در ادامه افزود: این فاصله وضع موجود تا وضع مطلوب و سیر آن تمام تجربه و ارزش هنری را معلوم می کند. از آنجاست که امیرالمومنین در جمله بسیار مشهور خود می فرمایند: ” ارزش هر انسان به چیزی است که به آن می گوید زیبا. متر انسان بودن را مقام زیباشناسی او دانسته اند”.
بحث دیگری که دکتر رجبی به آن پرداخت ، شباهت های ناگزیر بود. وی در این خصوص اظهار داشت : یکی از مسائل مهم هنری که برخی از محققین بی درد متوجه چنین آثار و مباحثی نیستند شباهت های ناگزیر است. به عنوان مثال در ایران با این فرهنگ و اقلیم خاص خود توسط هنرمندی اثری خلق می شود یا حرفی زده می شود که کسی در آنسوی دنیا حرفی مشابه می زند. برخی غربی ها در این زمینه مستند تاریخی را بیان می کنند. یعنی کسی  آنجا رفته باشد و دیده باشد.  آیا به نظر شما هنرمند زمان را سیر نمی کند و آن را خرق نمی کند. هنرمند راستین به زمان های گذشته و نیامده می رود از این رو بسیاری از آثار هنری به زمان های دیگر قبل و بعد هنرمند بر می گردد.
وی همچنین با اشاره به اینکه اصالت کار هنری به قلب انسان است، گفت: قلب انسان در کجاها می گردد؟ پیامبر بزرگوار ما فرمودند که خدای ما گفته؛ من در دل های شکسته جای دارم. حافظ هم در این زمینه می گوید: در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس/ بازار خودفروشی از آن سوی دیگرست.
کسانی که قلب شان هزار جا می گردد نمی تواند به یک جا بسته شود و اثری بیافریند که  زبان دیگری باشد. به قول هایدگر چون هنر زبان روزمره ما نیست. زبان کسی است که در وجود ماست و او در زبان ما می آورد. اما آیا ما با او هم زبانیم؟ کسی که همه وجود ما مسخر اوست با او هم زبانی داریم.
وی رفتن به سوی عالم تجرید را شرط هم زبانی با مقام والای حق دانست و گفت: هنر سفارشی نیست؛ سفارش یعنی حرف دیگری، دیگری که بیرون از ماست. باید یگانه شویم و خدا را شکر که این نمایشگاه در اول ماه ر مضان افتتاح شده ماهی که برای همین کار است. از کثرات به وحدت برویم جایی که هیچ کسی را نبینیم و نپذیریم مگر همان محبوبی که همه وجودمان متعلق به اوست. مرحوم سیدعباس معارف گفت : “تعالی عبد از تعالی معبود است هرچه معبود متعالی عبد هم متعالی”. هنر و همه فرآورده های دست چنین هنرمندی هم متعالی است. آثار شما اگر آثار ارزشمندی است اول برمی گردد به صداقت شما و اینکه آنچه در وجود خود دارید بدون هیچ حسابگری به روی کاغذ بیاورید.
رجبی در پایان  ضمن اظهار امیدواری از اینکه آثار همه هنرمندان مظهر اسماءالحسنی  قرار گیرد ، گفت: موضوع  این نمایشگاه اسم خداست؛ اسم محبوب همه؛ موضوع اوست و شمایید که با دلبستگی به حقیقت اشیا که خود خداوند است دل می بندید و اثری می آفرینید که جاودانه می شود، هیچ چیز جاودانه نمی شود جز حق و اگر اثر شما شخصی باشد مثل خودتان تاریخ اش به انقضا می رسد ؛ زیرا انسان فانی، اما حق باقی است. پس باید سینه هایمان را آماده قلب هایی کنیم که مِهر شناس باشند چرا که مِهر تنها واسطه ظهور حقایقی است که به قلب انسان جاری می شود و گرنه به قول شیخ بهایی ” سینه خالی ز مهر گلرخان / کهنه انبانی بود پر استخوان “.
لازم به ذکر است نهمین نمایشگاه حروف نگاری پوستر اسماء الحسنی علاوه بر برپایی در موزه امام علی (ع) ، در گالری ممیز خانه هنرمندان ایران نیز تا ۲۸ تیرماه  برپا خواهد بود.