پوستر، جلوه زنده یک جامعه

معرفی آثار «آلن لوکرنه » / فرانسوا باره / ترجمه نسرین هاشمی

آلن لوکرنه در سال ۱۹۴۴ متولد شد و در شهر « لوریان » در بریتانی به مدرسه رفت. در پاریس و استراسبورگ تحصیل خود را ادامه داد و استاد هنر شد و همچنان در « کوامیر » به تدریس اشتغال دارد. در سال ۱۹۷۱ با بورسیه به لهستان رفت و در آنجا تحت تعلیم « هنریک تومازوفسکی » قرار گرفت. او رابطه نزدیک خود را با مکتب لهستان تاکنون حفظ کرده است. پوسترهای خود او و نمایشگاههای متعددی که ترتیب داد‌، در بریتانی موجب نوعی تجدید حیات در زمینه پوستر شده است.

 

فرانسویان به تجلیل از اساتید سالخورده و درگذشتگان علاقه‌مندند‌. آنها این کار را تداعی‌گر غم غربت و مایه آرامش می یابند .

از «کَپی یلو»  و «کارلو» تجلیل می‌کنند اما هیچکس با معرفی کسانی چون «تومازوفسکی» ‌، «فوکودا» ‌، « گریندلر » ‌، « گراپوس »  و … یا « لوکورنه »  ریسک نمی‌کند . برای اینکه لوکرنه‌، از دید فرانسویان همه صفات برهم زننده آرامش را داراست . او مبتکر‌، متعهد و بیش از همه بومی است . بنابراین در ورشو‌، زوریخ‌، برلین‌، زاگرب‌، میلان یا لندن شناخته شده‌تر است .

غالباً سخن گفتن درباره یک طراح‌، بدون وارد شدن در جزئیات زندگی یا شخصیت او امکان دارد اما این در مورد لوکرنه صادق نیست . کار او در بریتانی (منطقه ای در شمال غربی فرانسه) و در عرصه حیات اقتصادی‌، اجتماعی‌، سیاسی و فرهنگی جامعه‌اش ریشه گرفته است‌. این منطقه تحت تاثیر ورشو و بخصوص یکی از بهترین هنرمندان پوسترساز معاصر قرار داشته است‌. « هنریک تومازوفسکی » هنرمندی که معلمی فوق العاده با استعداد نیز هست .
وقتی لوکرنه در سال ۱۹۷۲ به بریتانی بازگشت‌، پوستر بندرت در آنجا رواج داشت . ناشران هنوز آگهی‌های تایپوگرافیک را در فورمت‌های کوچک طراحی می‌کردند‌. لوکرنه ضرورت ترویج پوستر را مورد توجه قرار داد و تصمیم گرفت آن را اثبات کند‌. او می‌دانست که برای این منظور‌، باید قابلیتهای پوستر را به نمایش بگذارد و آگاه بود که هزینه‌های گزاف از تعداد مشتریان آینده او خواهد کاست‌. او تصمیم گرفت که اولین پوستر خود را به رایگان اجرا کند و با انتخاب چاپ سیلک امکان استفاده از رنگهای متنوع‌تر و اندازه‌های بزرگتر را فراهم آورد و ضمناً برخی از کارهای چاپ را شخصاً انجام دهد‌.
آنچه او باید القا می‌کرد‌، زندگی اجتماعی‌، از قبیل رویدادهای فرهنگی‌، کنسرتها‌، تئاتر‌، سینما‌، گردهمایی‌ها و فراتر از همه تاثیر سیاست بر مسائل روزمره نظیر صید خرچنگ دریایی‌، آموزش مسائل جنسی‌، بیکاری‌، آلودگی و نیروی هسته بود . لوکرنه احتمالاً تنها مردی در فرانسه است که با نزدیکی به عامّه مردم و به طرفداری از آنها چنین نقشی را ایفا می‌کند . در این زمینه‌، او آخرین نماینده یک سنت منسوخ نیست‌، بلکه منادی نوعی شیوه آگاهانه‌تر زندگی و هویتی مشخص‌تر است . اما صرف اعتقاد برای ارائه یک پوستر خوب کافی نیست . اغلب مروّجان عقاید سیاسی را، روشهای کلیشه‌ای که فقط بر آلودگی بصری می‌افزایند‌، قانع می‌کند . پوستری که آگاهی می‌بخشد‌، سئوال بر می‌انگیزد و حرکت می‌آفریند و در عین حال برخوردار از خلاقیت است‌، هنوز همچنان یک استثناست .  گروه « گراپوس » می‌تواند چنین پوستری ارائه دهد و در حقیقت آنها دوستان لوکرنه هستند ؛ با همان روابط به شیوه لهستانی و درگیر فعالیتهای گرافیکی از همان دست . این گروه‌، در جایگاهی مابین پوسترهای تجارتی و آنچه مناسب کلکسیونهای شخصی است‌، نمایانگر کارکرد فرهنگی و سیاسی پوستر هستند .
پوسترهای لوکرنه خوبند‌، چراکه تاثیر گذارند . پیام‌، مخاطبین و ملاحظات مالی تعیین کننده روش چاپ و فورمت و تیراژ هستند‌. چاپ سیلک بیشتر مناسب پوسترهای فرهنگی و اُفست مناسب پوسترهای سیاسی است‌. پوسترها از نظر روح ژورنالیستی و نزدیکی به انسانها و حوادث واقع گرایانه‌اند . هدف از ارائه آنها تاثیرگذاری است . از دیدگاه او‌، نمایش پوستر بر روی دیوار به منظور قرار گرفتن در یک کلکسیون شخصی یا موزه نیست . آنها برای نیل به هدفی معین طراحی شده‌اند و زیبائیشان منتزع از کاربردشان نیست .
لوکرنه خود ساخته است و در حین تجربه‌، کار خود را آموخته است‌. اشتیاق او برای القای بلاواسطه معنا‌، قدرت بیان عظیمی به وی می‌بخشد . پوسترهای او غالباً ندای مبارزه‌جویی و خشم است . اعتراض علیه بیکاری یا آلودگی و یا تصویری از خود یک واقعه ننگین (‌مثل پوستر نشت نفت در سواحل‌)‌. پوستر لوکرنه‌، بوسیله کناره های پاره پاره و کلاژ‌، همه تطورات تاریخ را در قالب حرکت‌، تجسم می‌بخشد و هرگز در معیارهای کلیشه‌ای کمال در پوسترهای تجارتی‌، محصور نمی‌شود . قویترین و خوش بینانه‌ترین پوستر برای انتخابات ریاست جمهوری فرانسه‌، امضای او را در برداشت .
همچنین لوکرنه با کمک دوستانش‌، آثار « سیزلویکز » ‌، « ساوکا » ‌، « سزیر ناوزسکی » ‌، « آلکسیون » ‌، « استانکیه ویتز » ‌، « لینکا » ‌، « استاروی یسکی » ‌، « گراپوس »‌، « هیلمان » ‌، « گریندلر » و « ماتیز »  را به جامعه بریتانی معرفی کرده است . وی به عنوان یک طراح حرفه‌ای این کار را انجام می‌دهد‌، نه برای خودآرایی به وسیله پیرایه‌هایی که از هنر به عاریت گرفته می‌شود .
بعلاوه او سایر هنرمندان جوان را که در بریتانی شروع به تولید پوسترهای مبتکرانه و متعهد کرده‌اند تشویق می‌کند‌، چراکه مسلماً آینده حقیقی پوستر در گرو آن است که پوستر جلوه‌ای زنده از جامعه‌ای باشد که از آن نشأت می‌گیرد .